صدای شهر بی صدا

شیخ مصلح‌الدین سعدی در باب اول «بوستان» که باب تدبیر و رای است، می‌گوید «به تدبیرِ جنگ بداندیش کوش/ مصالح بیندیش و نیت بپوش/ منه در میان، راز با هر کسی/ که جاسوسِ هم‌کاسه دیدم بسی/ سکندر که با شرقیان حَرب داشت/ درِ خیمه گویند در غرب داشت/ چو بهمن به زابلسِتان خواست شد/ چپ آوازه افکند و از راست شد/ اگر جز تو داند که عزم تو چیست/ بر آن رأی و دانش بباید ‌گریست.

میم ....
۲۴ مهر ۹۶ ، ۱۹:۰۶ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳ نظر

سلام برادر

جنگ تمام شد ، هنوز تلخی جام زهر فراموش نشده بود که معمار کبیر انقلاب دعوت حق را لبیک گفت و داغ ابدی بر قلب و جان مسلمانان نشست ، یکباره گویی همه چیز تغییر کرد "برادر" از فرهنگ عامه ی مردم رفت و بجای ان "بله قربان" امد دیگر در ادارات کسی مسئولین را برادر صدا نمیزد ، دیگر ان میز های کذایی مصداق "وَ إِنَّ عَمَلَکَ لَیْسَ لَکَ بِطُعْمَةٍ وَ لَکِنَّهُ فِی عُنُقِکَ أَمَانَة… حکمرانى براى تو طعمه نیست، بلکه امانتى است بر عهده‏ات. نامه پنجم نهج البلاغه " نبود بلکه مصداق قدرت و رانت خوری شده بود رئیس جمهور وقت اموزش مانور تجمل را به مسئولین میداد و ساده زیستی و برابری مردم و مسئولین را که میراث پیر جماران بود به مفلوکیت تشبیه میکرد!از دهه ی هفتاد شکاف بین مردم و مسئولین اغاز شد و تا سال ها این شکاف عمیق تر میشد ، شاید دلیل اینکه با گذشت حدود نیم قرن از انقلاب اسلامی هنوز نتوانسته ایم به دولت اسلامی برسیم همین شکاف منحوس است ، در کنار جدایی مردم از مسئولین جوشکاری مردم به شکلی متفاوت با قبل نیز اغاز شد یعنی مردم نیز دیگر برادر دینی یکدیگر نبودند بلکه هم وطن خوانده میشدند ! قطعا ملاک اخوت دینی ویژگی های اکتسابی افراد است اما هم وطن را به هر صورت باید پذیرفت و هرگونه نصیحت خیر خواهانه حمل بر وحدت شکنی میشود اینگونه فریضه ی الهی امر به معروف و نهی از منکر به فراموشی میرفت

اما سخن اصلی ما در اینجا امر به معروف و نهی از منکر مردم خطاب به مسئولین است.مگر نه اینکه امام خامنه ای صراحتا بیان کردند برای رسیدن به جامعه ی اسلامی ابتدا انقلاب اسلامی ، سپس نظام اسلامی و بعد از ان دولت اسلامی لازم است شکل بگیرد ، وظیفه ی دولت اسلامی چیست ؟ "وظیفه اصلی حاکم اسلامی رساندن مردم به سعادت واقعی است که البته این، به معنای تحمیل و زور نیست . امام خامنه ای ۱۳۹۳/۰۲/۲۳ " حال که وظیفه ی حاکم اسلامی ایجاد سعادت دنیوی و اخروی برای مردم است بدیهی است که خود این حاکم باید زیر ذره بین نقد قرار بگیرد اما افسوس که این سالها همواره جواب منتقدین ناسزا بوده است و واجب الهی یعنی امر به معروف و نهی از منکر مردم خطاب به مسئولین که در واقع حق حاکم بر مردم است سرکوب شده است . از یک طرف اکثریت اقایان منبر نشین امر به معروف و نهی از منکر را در حجاب خلاصه کرده اند و از طرف دیگر اقایان پشت میز نشین هر گونه نقدی را توهین تلقی می کنند و به دنبال ارمان نفرت انگیز جدایی دین از سیاست هستند!

امیر المومنین علی (ع) میفرمایند:شما بر من حقوقی دارید و من هم بر شما حقوقی دارم، اما حقوقی که شما بر من دارید  ـ یعنی مردم نسبت به حاکم دارند ـ یکی این است که ناصح شما باشم؛ دوم این که سرمایه‌های شما را در مسیر مصلحت شما هزینه کنم و شما را به علم و آگاهی نزدیک کنم تا در جهالت باقی نمانید.و اما حق من بر شما این است که اولاً به بیعتی که - نسبت به فرمانروا و حاکم - کرده‌اید وفادار باشید. دوم این که در حضور و غیاب ناصح من باشید، ثناگویی نکنید و زیبایی‌ها را به رخ من نکشید که این موجب می‌شود فرمانروا از حالت خوف از خدا و رعایت حال مردم خارج شود و حقوق واجبی را که بر ذمه اوست، انجام ندهد. (خطبه34 نهج‌البلاغه)

وقتی مسئول جان و مال و ناموس مردم "رئیس" است نه "برادر دینی" ، اوضاع اینگونه میشود و باید منتظر بود هر از چندگاهی اتش به اختیاری پیدا شود و صف اولی ها را مخاطب خود قرار دهد و بهای این حق گویی توهین ، تمسخر و ناسزا از سوی دولت مردان باشد 


کپی ممنوع 



میم ....
۱۳ مهر ۹۶ ، ۲۲:۴۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

آلَ سُعودٍ وَیحَکم

"اگر از صدام بگذریم، اگر مسأله قدس را فراموش کنیم، اگر از جنایت های امریکا بگذریم از ال سعود نخواهیم گذشت. انشاالله اندوه دلمان را در وقت مناسب با انتقام از امریکا و ال سعود برطرف خواهیم کرد و داغ و حسرت حلاوت این جنایت بزرگ را بر دلشان خواهیم گذاشت و با برپایی جشن پیروزی حق بر جنود کفر و نفاق و ازادی کعبه از دست نا اهلان و نامحرمان به مسجد الحرام وارد خواهیم شد." این بخشی از سخنان امام روح الله الموسوی الخمینی (ره) پس از حج خونین سال 66 بود . در ان زمان شجره ی ملعونه ی ال سعود 270 نفر از حجاج ایرانی که در مراسم "برائت از مشرکین " شرکت کرده بودند را با سلاح گرم به شهادت رساند

اما بعد ...

حدود دو دهه پس از فاجعه ی سال 66 این بار خائنان حرمین شریفین ملعون تر از پیش ظاهر شدند ، اگر در سال 66 تا ارنج دست خود را در خون مسلمانان فرو بردند این بار در حج سال 94 مقدمات شهادت هزاران حاجی را فراهم کردند تا به خیال خود مصیبت به بار امده را یک اتفاق نشان دهند که در این بین ایران با 464 شهید بیشترین سهم را از جانباختگان فاجعه منا دارد.و انقلاب خمینی باز هم فرزندان برومندی همچون شهید رکن ابادی مرد مبارزه با امریکا و اسرائیل را تقدیم استان قدس الهی کرد.

به گفته ی شاهدان عینی ماجرا ماموران ال سعود از نوشاندن جرعه ای اب به حجاج امتناع میکردند و پس از ان نیز برخورد حیوانی با پیکر مطهر شهدا از خود نشان دادند. اما خباثت ال سعود مگر چیز جدیدی است ؟ پیش تر از ان نیز حکومت عربستان سعودی با اقداماتی از جمله ، احیای سازمان مجاهدین خلق ، پایین اوردن قیمت هر بشکه نفت به زیر 30 دلار جهت ضربه زدن به جمهوری اسلامی و رفتار شرم اور ماموران سعودی با دو نوجوان ایرانی  دشمنی خود را با جمهوری اسلامی ایران نشان داده بود.

اما ان مسئله ای که داغ دل خانواده های داغدار را مضاعف میکرد اهمال و سستی مسئولان دولت جهت احقاق حقوق خانواده های داغدار بود.

به عقب بر میگردیم ، چه زمانی خبر فاجعه ی منا به گوش رئیس جمهور رسید؟زمانی که ایشان در راه نیویورک و یا احتمالا در فرودگاه نیویورک بودند تا در هفتادمین اجلاس سالانه ی سازمان ملل شرکت کنند ، در حالی که از پیش مدت زمان این سفر پنج روز اعلام شده بود و رئیس جمهور نیز در پایان روز پنجم به کشور بازگشتند رسانه های اصلاح طلب و نزدیک به دولت مدعی شدند که سفر ایشان نیمه کاره رها شده است و بدتراینکه فرصت های حضور رئیس جمهور در نیوروک نیز سوخته شد چراکه ایشان دیداری با سران کشور های اسلامی جهت اتحاد برای احقاق حقوق حاجیان نداشتند .در حالی که همگان شاهد انفعال دستگاه دیپلماسی کشور بودند رسانه های حامی دولت از اقدامات پر رنگ وزارت امور خارجه سخن می گفتند و ادعا میکردند طرف ایرانی تمام کوشش خود را جهت ارتباط با عربستان سعودی انجام میدهد در حالی که طرف سعودی حاضر به همکاری نیست! حال باید پرسید ایا دیپلماسی ایران پس از روی کار امدن دولت یازدهم ارج قربتی در دنیا دارد که طرف سعودی را وادار به همکاری کند؟ مگر غیر از این است که عربستان سعودی از صدور ویزا برای علی جنتی وزیر وقت فرهنگ ممانعت کرد ، یا مگر غیر از این است که وزیر تازه کار سعودی عادل الجبیر هیچ توجهی به درخواست های محمد جواد ظریف جهت دیدار و گفت و گو نمی کرد و نهایتا محمد جواد ظریف با رفتار غیر متعارف خود و زانو زدن در مقابل امیر کویت (دیپلمات های هیچ کجای دنیا در برابر مقامات خارجی اینکار را نمی کنند) وی را راضی به وساطت میان ایران و عربستان کرد تا نهایتا عربستان سعودی راضی شود برای وزیر بهداشت امیر حسین قاضی زاده هاشمی ویزا صادر کند

اما پیکر مطهر برخی شهدا چه زمانی به کشور بازگشت؟ باید به سخنان ویزر کشور عبدالرضا رحمانی فضلی اشاره کرد "دستاندرکاران حج همه تلاش خود را انجام داده اند تا انتقال پیکرهای جانباختگان در اسرع وقت انجام شود. اما متاسفانه بنا به دلایل نامعلوم سعودی ها همکاری های لازم را تا شب گذشته با مقامات ایرانی نداشتند. 9/مهر/1394 منزل شهید رکن ابادی " مگر 8/مهر چه اتفاقی افتاده بود که طرف سعودی ناگهان تصمیم به همکاری گرفت ؟ 8/مهر روزی بود که به اعتراف اپوزیسیون لندن نشین عطاء الله مهاجرانی منتهای قدرت و منطق یک رهبر در حمایت از شهروندان کشورش بود.

صبح 8/مهر/1394 سخنرانی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم دریایی امام خمینی (ره) : در این موضوع، دولت عربستان به وظایف خود عمل نمی کند و در برخی موارد نیز موذی گری انجام می دهد.جمهوری اسلامی ایران تاکنون از خود خویشتنداری نشان داده و رعایت ادب اسلامی و حرمت برادری در دنیای اسلام را کرده است اما این را بدانند که دست ایران، برتر از خیلی ها است و امکانات بیشتری هم دارد و اگر بخواهد در مقابل عناصر اذیت کننده و موذی عکس العمل نشان دهد، اوضاع آنها خوب نخواهد بود و در هیچ صحنه هماوردی، حریف نخواهند شد در دوران هشت سال دفاع مقدس، قدرت های شرق و غرب و کشورهای اطراف از یک عنصر خبیث و فاسد حمایت کردند اما سرانجام همه آنها سیلی خوردند و بر همین اساس، ایران را می شناسند و اگر هم نمی شناسند، الان بشناسند " افسوس که پس از ان عده ای باز منم منم راه انداختند و پشت تریبون های رسمی از خود تشکر کردند ولی یادشان رفت اگر نهیب رهبری نبود پیکر حجاج هنوز در بیابان های حجاز سرگردان بود که با بی تدبیری دولت پیکر برخی حاجیان هر گز به وطن باز نگشت.ای کاش هنگامی که مردم داغدار هم وطنان خود بودند ، هنگامی که قلب شیعه از شهادت شیخ باقرالنمر به دست ال سعود در فشار قرار داشت و هر لحظه ممکن بود عده ای احساساتی شوند و به سفارت عربستان حمله کنند شخص رئیس جمهور توصیه های برخی اعضای دلسوز شورای امنیت ملی را جدی میگرفت و موجبات حفاظت از سفارت عربستان را فراهم میکرد تا با قطع رابطه ی دیپلماتیک عربستان با ایران ، امید های خانواده های داغ دار برای بازگشت عزیزانشان نا امید نشود.و کار به جایی نکشد که کشور های میکروسکپی مثل جیبوتی برای ایران رجز خوانی راه بیندازند

سئوال های بسیاری درباره ی این ماجرا بی جواب ماند ، اینکه چرا گزارش کمیته ی حقیقت یاب به خانواده های شهدا داده نشد؟ اصلا ایا این کمیته تشکیل شد یا نه ! چرا وقتی ماموران ال سعود ادعا کردند همه ی مفقودین جان باخته اند ایران فورا ادعا را تایید کرد و ممقودینی که احتمالا در قید حیات بودند به فراموشی سپرده شدند ، چرا مکررا دولتی ها میگویند فاجعه ی منا یک اتفاق غیر عمد بوده است ، چرا امکان عزیمت همه ی خانواده های شهدا به عربستان فراهم نشد و نهایتا چرا در مجامع بین المللی فریاد جنایتکار بودن ال سعود سر داده نشد و هیچ شکایتی به دادگاه های بین المللی ارسال نشد

ارام بخش این دل های داغدیده فقط کلام پیر جماران است که فرمودند :" ما مظلومین همیشه تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم دست از مبارزه با ظالم بر نمی داریم. بغض و کینه انقلابی تان را در سینه ها نگاه دارید با غضب و خشم بر دشمنان بنگرید و بدانید که پیروزی از آن شما است "


میم ....
۱۳ مهر ۹۶ ، ۲۱:۰۹ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲ نظر

مو دیدیم و او پیچش مو!

دلیل مخالفت با سند2030

"برابری" ، "کمک به اقشار اسیب پذیر جامعه" ، "مبارزه علیه تبعیض جنسیتی" و... چه واژگان زیبایی ٰ،واژگانی که بشر خاکی را خاضع و تسلیم میکند و فرصت فکر کردن را از او میگیرد.این ها واژگانی است که یونسکو تحت عنوان سند 2030 برای ما پیشکش اورده و گروهی را در کشور از تشخیص حق و باطلی که بهم امیخته شده عاجز کرده است

برای روشن شدن دلیل مخالفت ما با این سند ذکر چند نکته ضروری است اما قبل از ان طرح یک پرسش از مسئولین دولتی .و ان این که چرا مسئولین نسبت به اسناد بومی مثل "سند تحول بنیادین اموزش و پرورش" توجهی ندارند و این سند بومی را که حاصل کار متخصصین ایرانی است و بر مبنای اسلام ناب تهیه شده است اجرا نمی کنند اما به محض اینکه از سوی سازمان های جهانی و اجانب سندی میرسد فورا دربرابر ان تسلیم شده و برای انتقاد های دلسوزان نیز گوش شنوایی ندارند!اسنادی مثل همین 2030 که حتی فرانسه حاضر به پذیرش ان نشد

برای روشن شدن موضوع چند نکته درباره ی سند2030 بیان میکنیم:

یک:ترجمه کافی نیست: این قبیل اسناد را نمیتوان صرفا ترجمه کرد و نتیجه گرفت که خوب است یا بد.این اسناد باید طبق اسناد بالا دستی خود تفسیر شوند تا مشخص شود هر واژه دلالت بر چه معنایی دارد

"توجه به اعتلای مهارت اموزی اقشار اسیب پذیر و یا در معرض اسیب های اجتماعی" : شاید یک ایرانی اقشار اسیب پذیر را معلولین یا بی خانمان ها بداند اما یونسکو اشخاص هم جنس باز و فاحشه و روسپی ها راهم قشر اسیب پذیر محسوب میکند

"مبارزه با تبعیض جنسیتی" : شاید ما فکر کنیم مقصود دادن فرصت های اجتماعی برابر و از این قبیل کار هاست اما یونسکو تفاوت در لباس پوشیدن زن و مرد یعنی همان حدود حجاب اسلامی را هم تبعیض جنسیتی محسوب میکند و درصدد مبارزه با این گونه تبعیض ها است

"فرهنگ صلح و نبود خشونت" : یکی از مواردی که ابدا فرهنگ ایرانی نمیتواند در ان با یونسکو به تفاهم برسد.خشونت برای ما مواردی از قبیل داعش ، اشرار ، منافقین و مواردی که زمینه سازی ظهور این چنین گروه هایی شده اند . اما تعریف یونسکو از خشونت به گونه ای است که فرهنگ جهاد و شهادت را نوعی تروریسم تلقی میکند.ایضا ارمان فلسطین ، روحیه ی بسیجی ، واقعه ی عاشورا ، زنده نگاه داشتن  یاد و خاطره ی هشت سال دفاع مقدس و شهدا ، بازگو کردن شهادت حسین فهمیده یا حتی شهادت حضرت قاسم بن الحسن(ع) برای نوجوانان!

"اموزش های جامع جنسی (تنظیم خانواده)" : چنانچه ما سند 2030 را بپذیریم از ان جایی که این سند با سیاست های صندوق جمعیت ملل متحد در ارتباط است یکی از سیاست های صندوق جمعیت کنترل باروری زنان به منظور کنترل و نهایتا کاهش جمعیت است.مثلا رواج فرهنگ تک فرزندی

"بهداشت فردی" : اموزش های بهداشتی متفاوت با انچه تا کنون شنیده ایم.مثلا اموزش کامل جنسی به کودکان

دو:امکان اصلاح سند وجود ندارد ، مقامات دولتی خصوصا اقای روحانی از بومی سازی سند صحبت میکنند در حالی که به هیچ وجه نمی توان سندی که روح انسان محوری و اومانیستی غرب در ان حاکم است با فرهنگ اسلامی که حاوی روح بندگی و خدامحوری است را تطابق داد

سه:مجری قانون ، قانون را زیر پا گذاشت .چرا اقای رئیس جمهوری که باید بیش از هر کسی به قوانین کشور اشراف داشته باشد فراموش کرده است که اسناد این چنینی باید در مجلس شورای اسلامی و شورای عالی انقلاب فرهنگی بررسی شوند.ایشان چگونه امضای پنهانی سند توسط معاون اول خود اقای جهانگیری را توجیه میکند؟ اگر نهیب مقام معظم رهبری امام خامنه ای نبود ایا باور کنیم که ایشان قصد داشتند به اجانب اجازه ی این نفوذ گسترده ی فرهنگی را بدهند؟

چهار:هدف تکرار داستان تلخ استعمار است. زمانی که همه ی ما مشغول انتخابات بودیم رهبری درباره ی سند2030 هشدار دادند و باز زمانی که گروهی سعی در توجیه سند داشتند ایشان هدف اصلی و پشت پرده ی سند را اشکار کردند و این بار هم ما مو دیدیم و ایشان پیچش مو...

" حالا همین مسئله‌ی ۲۰۳۰ -این قضیّه‌ی سند ۲۰۳۰- از همین قبیل است؛ این مسئله‌ی استقلال است. حالا بعضی‌ها می‌آیند میگویند آقا، مثلاً فرض کنیم ما تحفّظ داده‌ایم یا گفته‌ایم فلان‌چیزش را قبول نداریم؛ نه، بحث سر اینها نیست. فرض کنیم در این سند، هیچ‌چیز واضح بیّنی هم که مخالف با اسلام باشد وجود نداشته باشد -که البتّه وجود دارد؛ آنهایی که خیال میکنند ما گزارش درست نگرفته‌ایم؛ نه، گزارشهای ما گزارشهای درستی است- حرف من این است که نظام آموزشی کشور نباید بیرون کشور نوشته بشود؛ حرف من این است. شما میگویید این مثلاً فرض کنید خلاف اسلام ندارد؛ داشته باشد یا نداشته باشد، اینجا ایران است، اینجا جمهوری اسلامی است، اینجا یک ملّت بزرگند. نظام آموزشی ما را چهار نفر در یونسکو یا سازمان ملل یا فلان‌جا بنشینند بنویسند؟ چرا؟ این همان مسئله‌ی استقلال است. استقلال ابعادش تا اینجاها است  / امام خامنه ای.دیدار با دانشجویان 17/خرداد/1396 "

ماجرا تمام نشده!

ظاهرا با سخنان جناب رئیس جمهور در شورای عالی انقلاب فرهنگی به اول داستان بر گشتیم.ایشان در جلسه ی  24/خرداد/96 فرمودند : "مبنای اجرا درحوزه تعلیم و تربیت ، سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و اسناد بالادستی است و هر سند و بیانیه و یا موضوع دیگری که مغایر با سند تحول باشد، ملغی است."

این سخن اقای روحانی که مبنای عملکرد ما چه چیز باید باشد از ابتدای امر برای ما روشن بود ، اما نگرانی ما از این است که دوباره کسی بخواهد مدعی عدم مغایرت سند 2030 با اسناد بومی ایرانی شود ، بنابراین انتظار ما از اقای روحانی ابطال این سند و پذیرش اشتباه خود است نه بیان کردن این حرف ها! اشتباهی که اگر نهیب رهبری نبود ممکن بود تبدیل به فاجعه ی فرهنگی شود..

میم ....
۲۴ خرداد ۹۶ ، ۱۸:۰۹ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲ نظر

با روحانی بازگشت به 1251

ماجرای صادرات مجانی گاز به ترکیه

از بهمن ماه سال 95 بود که اخباری مبنی بر صادرات مجانی گاز به ترکیه از سوی برخی چهره ها و منابع خبری نقل میشد از ان جایی که ناقل این اخبار برخی چهره های انقلابی یا امعروف به دلواپسان بودند ابتدا از سوی مقامات دولتی کاملا تکذیب شد ولی به جهت حساسیت موضوع همچنان جریان انقلابی در پی شفافیت این موضوع بود و نهایتا چند روز پس از انتخابات 29 اردیبهشت این خبر از سوی وزیر نفت دولت روحانی ، بیژن نامدار زنگنه تایید شد.وی در تاریخ 6/خرداد/96 در جمع خبرنگاران عنوان کرد:"در پی عدم موفقیت مسئولان دولت در تبرئه ایران در دادگاه بین‌المللی و جریمه 1/9 میلیارد دلاری کشورمان در قبال فروش گاز به ترکیه از سالهای ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۶، ایران اکنون گاز مجانی به ترکیه صادر می‌کند و ترکیه پول گازی که از ایران می‌خرد را نمی‌پردازد."

بهتر است باز به پرونده ی کرسنت رجوع کنیم در ان پرونده نیز ابتدا مقامات دولتی از اینکه مشخص کنند جریمه ی ایران چه مقدار بوده سر باز میزدند و پس از مدتی مجبور به اعتراف شدند.ماجرای قرارداد کرسنت از این قرار بود که به دلیل وجود یک جریان فاسد در وزارت نفت دولت اصلاحات که بیژن زنگنه نیز وزیر نفت ان زمان بود در اواخر این دولت برخی مسئولین وزارت نفت در ازای دریافت رشوه از اماراتی ها قرار داد "کرسنت" را منعقد کردند و طبق این قرار داد ایران متعهد شده بود که طی 25 سال در ازای قیمتی بسیار ناچیز بین ۵۰۰ تا ۸۰۰ میلیون مترمکعب به این کشور گاز صادر کند در قیمت گاز ایران نهایتا فقط تا 40 دلار امکان افزایش داشته باشد. در سوی دیگر ماجرا ایران با ترکیه قرار داد 25 ساله امضا کرده بود که سالانه 10 میلیارد متر مکعب گاز به ترکیه صادر کند با قیمت 150 دلار اما پس از مدتی در سال 2009 در دولت محمود احمدی نژاد ایران با تکیه بر بند Take or pay از ترکیه به علت عدم پایبندی به قرارداد و تحویل نگرفتن گاز با قیمت یاد شده شکایت کرد و ترکیه محکوم به پرداخت جریمه ی 600 میلیون دلاری شد.

اما ماجرا به اینجا ختم نمیشود اکنون زمان انتقام گرفتن ترکیه رسیده بود!ترکیه با اگاه بودن از ارزان فروشی گاز به امارات(40 دلار)،ایران را متهم به گران فروشی گاز کرد(150 دلار به ترکیه) و به دلیل ضعف دیپلماسی دولت روحانی ایران در دادگاه محکوم شد که 5/13 درصد قیمت فروش خود را کاهش دهد و برای سال‌های بعد یک میلیارد و ۸۷۵ میلیون دلار خسارت پرداخت کند.پس از اجرایی شدن این حکم ایران از بهمن ماه سال 95 گاز مجانی به ترکیه صادر میکند.(روزنامه 30 میلیون متر مکعب)

و این اتفاقی است که در حال وقوع است حتی اگر مقامات دولتی بخواهند نام دیگری بر این افتضاح تاریخی بگذارند.اما باید از اقای رئیس جمهور پرسید واقعا چرا؟ ایا فراموش کردید اذر سال 81 و روزی که خود شما در مقام دبیر شورای عالی امنیت ملی برای رئییس دولت اصلاحات نامه نوشتید و بیان کردید:«عقد قرارداد طولانی گاز با شرکتی غیرمعتبر که بنابر گزارشات دریافتی از وزارت نفت طی سال‌های گذشته عملکردی ضعیف و توأم با نادیده گرفتن حقوق ایران در ارتباط با میدان نفتی مبارک داشته، تکرار تجربه تلخی است که سالیان دراز گرفتار آن خواهیم بود.» اکنون که خود در مقام رئیس جمهور هستید دوباره از همان وزیر ناکارامد دولت اصلاحات استفاده میکنید و در برابر این فساد سکوت میکنید و بجای تلاش برای حفظ منافع ملی دور پیروزی میزنید و مشغول تصویه حساب سیاسی با رقبا هستید.وقتی که هنوز برخی مردم مناطق محروم از نعمت گاز مرحوم هستند این رسوایی را چگونه میتوان توجیه کرد. و دردناک تر این که وزیر نفت دولت بعد از انتخابات این مسئله را بازگو میکند گویی منافع حزبی و گروهی مهم تر از منافع ملی هستند.بیایید و به شعار دولت راستگویان عمل کنید و به مردم راست بگویید این فاجعه تاوان کدام فساد است؟

سخنی با هم وطنان!

مردم عزیز ایران ایا به خاطر می اورید زمانی را که با دیدن قبض گاز کمرهایتان رگ به رگ میشد!ایا به خاطر می اورید زمانی را که رئیس جمهور ما بجای بیان عملکرد چهار ساله و رسیدگی به اوضاع معیشت مردم از رفع حصر باغیان انقلاب و کنسرت و پخش صدای وطن فروشان و ضد انقلاب در تلوزیون سخن میگفت! هم وطن اریایی ایا به یاد می اوری روز هایی را که در توییتر و فیسبوک میچرخیدی و میگفتی پول مملکت را در جیب اعراب و لبنان و فلسطینی ها میریزند و اقتدار کشور در منطقه را به باد تمسخر میگرفتی اما اکنون در برابر این تکرار تاریخ سکوت کرده ای . بله تکرار تاریخ ، تکرار روز هایی که اجانب می امدند و از پادشاهان در خواست میکرند تا اجازه دهند ان ماده ی سیاه بد بو از کشور خارج شود یا روزگاری که سلاطین قاجاز قرارداد هایی مثل رویترز امضا میکردند و چوب حراج به منابع ملی میزدند . .احتمالا پس از این جناب اردوغان میتواند ژست بگیرد و بگوید مردم عزیز ترکیه یادتان می اید روزی ایران ما را به پرداخت جریمه محکوم کرد اکنون از ایران گاز مجانی دریافت میکنیم . فقط چند ثانیه تصور کنید اگر گاز بجای ترکیه به صورت مجانی به لبنان ، سوریه یا فلسطین ارسال میشد چه حضرات روشنفکر چه اشوبی به پا میکردند.اگر کشور در چهار سال اینده نیز به همین شیوه اداره شود میترسیم بجای رسیدن به 1400 به 1251 و دوران قاجار برگردیم ! مردم عزیز ایران شاید تقصیری نداشته باشند در سال های نه چندان دور یک اخلاس 3000 میلیاردی اما اکنون وقتی هر روز از یک افتضاح جدید رو نمایی میشود فرصت پیگیری و مطالبه گری را ندارند! از نجومی بگیران حرام خوار که ذخیره ی نظام معرفی شدند گرفته تا رانت خواری اقوام مقامات عالی رتبه و اختلاس صندوق ذخیره ی فرهنگیان تا مورد اخر یعنی صادرات گاز مجانی ...

این نیز بگذرد هر چند بسیار سخت بگذرد!
علی برکت الله
میم ....
۲۴ خرداد ۹۶ ، ۱۳:۲۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر
میم ....
۲۸ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۱:۲۹ موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱ نظر
بسم الله الرحمن الرحیم

جنگ و صلح

"سایه جنگ" واژه ی پر تکرار این روز ها از سوی دولتمردان است کم کم به پایان داستان هیجان انگیز انتخابات نزدیک میشویم در حالی که تمام کاندیداهای ریاست جمهوری میتوانند برنامه های خود را بیان کنند در این بین یک نفر باید از کارنامه ی چهار ساله ی خود دفاع عقلانی کند در غیر این صورت باید با پاستور خداحافظی کند . فارغ از تمام تبلیغات و سخنان رقبا و...بزرگ ترین رقیب برای اقای رئیس جمهور وعده های عملی نشده ی ایشان است . متاسفانه طی چهار سال اخیر اقای رئیس جمهور برای حل مشکلات کشور تمام نگاه خود را به خارج از مرز ها دوخته بود هنوز خیابان های تهران جشن و پای کوبی در شب توافق ایران و 5+1 را به خاطر دارند ایضا تمام روز هایی که مردم امید داشتند با برداشته شدن تحریم ها گشایش های اقتصادی عظیمی رخ دهد چرا که دولت مردان در قبال مشکلات موجود در جامعه حتی رفع مشکل اب خوردن مردم را هم به تحریم ها گره زده بودند.اما از اواخر پاییز 95 بود که کم کم مردم از توافق برجام نا امید شدند و دیگر نمیشد ان ها را دعوت به صبر کرد. حال که بی نتیجه بودن برجام برای حل مشکلات اقتصادی کشور بر همگان روشن شده است و وضعیت معیشت مردم باعث ناراضیتی عمومی شده است دولتمردان که برجام را تنها دستاورد خود میبینند مجبور اند توصیف جدیدی از از بزرگ ترین توافق تاریخ ارائه دهند و ان این است که اگر برجام نبود جنگ میشد و برجام سایه ی جنگ را از روی کشور برداشته است. مسئله ای که یکبار از سوی فرمانده ی کل قوا امام خامنه ای  رد شد: «آن مسئول اروپایی به مسئولین ما میگوید اگر برجام نبود جنگ در ایران حتمی بود؛ دروغ محض! چرا میگویند جنگ؟ چون ذهن برود به جنگ... جنگ واقعی جنگ اقتصادی و تحریم و گرفتن عرصه کار و فعالیت و فناوری در کشور است. ما را به جنگ نظامی متوجه میکنند تا از این غفلت کنیم. جنگ واقعی جنگ فرهنگی است.»

حال با همه ی این ها سئوال اصلی این است که ایا امریکا اصلا توان حمله به ایران را دارد یا خیر.ایا رفتار مسئولان سایه ی جنگ را از سر کشور رفع کرده است؟چندی پیش بود که مقام معظم رهبری امام خامنه ای فرمودند:" گاهی می‌شنویم بعضی می‌گویند یا در گذشته گفته‌اند که وقتی ما آمدیم مسئولیت پیدا کردیم، توانستیم سایه‌ی جنگ را از سر کشور رفع کنیم، اما این حرف‌ها درست نیست و واقعیت آن است که در تمامی سال‌های متمادی، حضور ملت در صحنه،باعث رفع سایه‌ی جنگ و تعرض از سر ایران شده است. 10/2/96"

اما از ان جایی که سخنان ایشان مورد سو استفاده ی برخی قرار گرفت ایشان مجددا به این مسئله ژرداختند و فرمودند:"من این را میگویم. نیایند حرفی را که بنده به صراحت بیان کردم تحریف کنند و بگویند مراد فلانی این است که حضور مردم دولتی را سر کار می‌آورد، که آن دولت... نه آقا؛ دولتها تأثیری ندارند.17/2/96"

همان طور که روشن شد در داخل کشور مسئولان چه مسئولان دولت فعلی و چه دولت قبلی نقشی در رفع تهدید نداشته اند و حضور مردم امنیت کشور را بر قرار کرده است.

اما نگاهی به ان سوی مرز ها میکنیم سال گذشته انتخابات ریاست جمهوری امریکا در حالی برگزار شد که نیمی از مردم امریکا در انتخابات شرکت نکردند و نهایتا رئیس جمهور ان ها ترامپ کسی است که امریکا را فلج میخواند. با توجه به بدهی 19 تریلیون دلاری آمریکا و یا هزینه 6 تریلیون دلاری که این کشور از سال 2003 به این سو صرف جنگ کرده است چگونه با یک پیکره ی فلج باز میتواند جنگ جدیدی را شروع کند؟مگر این که شیوخ عرب حاشیه ی خلیج فارس حماقت به خرج داده و هزینه های سرسام اور جنگ را برای امریکا فراهم کنند

شاید بهتر باشد نگاهی به سابقه ی جنگ اوری امریکا در منطقه داشته باشیم چندی پیش بود که دو ناو آمریکایی «یو اس اس راس» و «یو اس اس پورتر» واقع در شرق سواحل مدیترانه به صورت کاملا ناگهانی با 59 موشک هدایت شونده، پایگاه هوایی «الشعیرات» سوریه را در نزدیکی حمص هدف قرار دادند و نکته ی جالب این بود که امریکا این حمله ی خود را توجیه نکرد و ان را مبارزه با تروریست نیز نخواند و تمام جهانیان شاهد تجاوز امریکا به سوریه بودند.در این حمله به تجهیزات نظامی سوریه خسارت سنگینی وارد نشد اما در داخل مرز های ایران در حالی که کمتر از یک ماه به انتخابات زمان باقی است این حمله ی مضحکانه ی امریکا به سوریه دستاویز طرفداران سازش و مذاکره با شیطان بزرگ شده است تا بتوانند مردم را از موهومات بترسانند و به هر قیمتی که شده مسیر سازش با غرب را پیش ببرند که اگر توافق نکنیم جنگ میشود اگر مذاکره نکنیم امریکا به ایران حمله میکند و... اگر مردم ایران حافظه ی تاریخی خود را به کار گیرند باید به یاد زمانی بیفتند که محمد خاتمی رئییس جمهور ایران از گفت و گوی تمدن ها حرف میزد و همان زمان بود که جورج بوش ایران را محور شرارت خواند یعنی هر زمان که در مواضع خود کوتاه امده غربی ها گستاخ تر شده اند.غربی که امروز هرو به اضمحلال و نابودی است و در ده سال گذشته فقط توانسته است به کشور هایی که توان نظامی ضعیفی دارند حمله کند . کوبا ، ویتنام، عراق، افغانستان  و کشورهایی از این دست اما با این که امریکا ایران و مثلا کره ی شمالی را در محور شرارت قرار داد هیچ گاه نتوانست به مرز های ایران و یا مثلا کره شمالی روسیه و چین تجاوز کندبه همین خاطر است که رئیس جمهور اسبق امریکا باراک اوباما در مصاحبه با کانال دوی تلوزیون رژیم صهیونیستی میگوید که:" "هیچ گزینه نظامی واقعی برای متوقف کردن ایران وجود ندارد" و ایضا دونالد ترامپ نیز در گفت و گوی با  بیل "اورایلی"، کارشناس شبکه فاکس‌نیوز آمریکا درباره ی تحرکات نظامی علیه ایران  بیان میکند که" من هرگز درباره اقدامات نظامی حرف نمی‌زنم"

با وجود اعترافات مقامات غربی به ناتوانی از نبرد با ایران و نیز اثبات این ناتوانی در مراجعه به حوادث دهه ی اخیر مشخص میشود که سایه ی جنگ دروغی بیش نیست و امریکا مجبور است زین پس برای حفظ ژست ابر قدرتی خود در دنیا به مذاکره متوسل شود و از طریق راه هایی مثل تحریم مالی، حمایت از اپوزیسیون داخلی جنگ خود علیه ایران را پیش ببرد.

نکته ی اخر این که برفرض واقعا سایه ی جنگ وجود داشت ایا با دیپلماسی ذلت و انفعال داخلی و گلایه از رشد توان دفاعی و موشکی میشود برای دفاع اماده شد؟واقعا چرا اقایان رفع سایه ی جنگ را این اندازه مربوط به خود میدانند مگر ان ها چه نسبتی با امریکا دارند که بودن ان ها جنگ را بر طرف میکند و نبودن ان ها جنگ را به وجود میاورد!

میم ....
۲۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۳:۱۷ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

بسم الله الرحمن الرحیم

اعدام های سال 67

پس از صدور قطعنامه ی 598 و اتمام جنگ میان ایران و عراق منافقین مستقر در خاک عراق بر ان بودند که طی عملیات "فروغ جاویدان" با انبوه تانک ها و نفر بر ها و تجهیزات نظامی به خاک ایران وارد شده و به هر شهری که رسیدند زندان ان شهر ها را تصرف کنند و با ازاد کردن منافقین در بند و سازماندهی ان ها با قوای جدید به سمت تهران حرکت کنند. اما در داخل کشور در حالی برخی از منافقین توبه کرده بودند عده ای دیگر از ان ها دست به شورش در زندان ها زده تا به همرزمان خود در عملیات فروغ جاویدان بپیوندند و به خیال خود جمهوری اسلامی ایران را سرنگون کنند

اما خیلی زود عملیات "فروغ جاویدان" تبدیل به مرصاد شد و مواجهه با لشکر ویژه 6 پاسداران و مابقی یگان‌های ارتش و سپاه،  منافقین را در رسیدن به مقاصد خود ناکام گذاشت و ان ها حتی نتوانستند زندان کرمانشاه را تصرف کنند.

پس از این تلاش ناکام منافقین داخلی و خارجی امام خمینی(ره) در نامه ای اعلام کردند:" با توجه به محارب بودن آنها و جنگ‌های کلاسیک آنها در شمال و غرب و جنوب کشور با همکاری‌های حزب بعث عراق و نیز جاسوسی آنان برای صدام علیه ملت مسلمان ما، و با توجه به ارتباط آنان با استکبار جهانی و ضربات ناجوانمردانه آنان از ابتدای تشکیل نظام جمهوری اسلامی تاکنون، کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‎کنند محارب و محکوم به اعدام می‎باشند"

پس از این نامه ی امام خمینی(ره) بود که هیئت سه‌نفره‌ای متشکل از حاکم شرع، نماینده دادستانی و نماینده وزارت اطلاعات کار خود را برای بازجویی مجدد از منافقین داخل زندان ها اغاز کردند.اما نکته ای که بسیار حائز اهمیت است این است که اعدامیان سال 67 حتی توبه ی نمایشی نیز نکرده بودند زیرا پیش از ان متاسفانه در اثر بی تدبیری بسیاری از منافقین با توبه ی نمایشی توسط هیئت عفو مرحوم منتظری از زندان ازاد شده بودند و تعدادی از کشتگان عملیات مرصاد هم همان منافقین مورد عفو قرار گرفته بودند.به هر حال محاکمه ی دوباره ی افرادی که قبلا حکم ان ها صادر شده بود به این جهت بود که مشخص شود ایا ان ها بر سر مواضع نفاق خود ایستاده اند یا خیر.در نهایت افرادی که بر سر موضع نفاق خود پا فشاری کرده به حکم صریح اسلام محکوم به اعدام شدند.متاسفانه نفوذ منافقین به بیت مرحوم منتظری موجب دلسوزی ایشان نسبت به ان ها شده بود و موجبات برکناری ایشان از سوی امام را فراهم کرد

اما این روز ها برای ان مرداد های نفرین شده و ارواح لعنت شده عده ای در داخل  و عده ای در خارج اشک تمساح میریزند و قصد تطهیر چهره ی منحوس سازمان مجاهدین خلق را دارند. اما باید از ایشان پرسید چگونه کسانی را که با اسلحه در خیابان ها راه می افتادند و ترور کور انجام میدادند و مردم را به جرم چادری بودن ، ریش داشتن ، حضور در صف اول نماز جماعت به گلوله میبستند و یا در مغازه هایی که عکس امام در ان بود نارنجک می انداختند به زن و کودک و پیر رحم نمی کردند طفل چند ساله را مقابل پدرش سر میبریدند و جنایات وحشیانه ی دیگر انجام میدادند واقعا چگونه چنین جلادان خونخواری را میتوان صرفا زندانی سیاسی نامید و برای ان ها مرثیه سرایی کرد و سیل اشک خانواده های شهدای ترور را نادیده گرفت.ترور شهدای محراب ، انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و شهادت ایت الله دکتر بهشتی و هفتاد و دو نفر از یاران ایشان ، انفجار دفتر نخست وزیری و شهادت اقایان رجایی و باهنر و.. تنها قطره ای از جنایات منافقین کور دل در ایران است.تعداد افرادی که منافقین ان ها را به شهادت رسانده اند به 17000 تن میرسد.به همین سبب بود که برخی چهره های شاخص سیاسی مثل حسن روحانی خواستار اجرای اعدام ها در ملاعام مثلا در نماز جمعه شدند.

یکی دیگر از دروغ هایی که این روزها تکرار میشود عدد و رقم های عجیب درباره ی اعدامیان است در حالی که مرحوم هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود میگوید تعداد اعدامی ها کمتر از هزار نفر بوده است.

کسانی که مجریان حکم امام خمینی (ره) بودند فارغ از موضعی که اکنون دارند میتوانند با کاری که در سال 67 انجام دادند افتخار کنند آیت الله موسوی اردبیلی بعنوان رئیس شورای عالی قضائی، موسوی خوئینی ها بعنوان دادستان کل کشور، آیت الله موسوی تبریزی بعنوان دادستان کل انقلاب اسلامی و آقایان مجید انصاری و محسن آرمین بعنوان رؤسای زندان اوین (اشخاص نام برده در جناح اصلاح طلب حضور دارند)در اجراء دستور ولایت فقیه، نسبت به اعدام منافقین (مجاهدین خلق) که تا آن زمان از پذیرش توبه خوداری کرده،نقش داشته اند.حال بگذریم که این روز ها نام برخی افراد سانسور میشود و نام برخی دیگر که ان زمان پستی در حد معاونت داشته اند به جرم اینکه بر خلاف سایر اقایان بر سر همان مواضع انقلابی دهه شصت خود مانده اند برجسته میشود و برچسب افراطی گری و تندرو بودن میخورند

درود خدا بر ارواح طیبه ی شهدای دفاع مقدس و شهدای ترور


میم ....
۰۵ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۰:۱۱ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

بسم الله الرحمن الرحیم

باغی انقلاب

سرنوشت سر دسته ی اشوبگران سال 88

از 12 فروردین 58 به بعد و با شکل گیری حکومت اسلامی  انتخابات همواره مظهر شکوه این حکومت و مقبولیت ان در بین مردم بوده است چنانچه با هر انتخابات مردم دو رای داده اند در واقع مردم ابتدا بار دیگر به حکومت رای "اری" داده اند و سپس به شخص مورد نظر خود.اما چیزی که اهمیت انتخابات در نظام جمهوری اسلامی ایران را تایید میکند حساسیت های دول متخاصم خارجی مزدوران ان ها نسبت به جریان انتخابات در ایران است. با این همه نمیتوان حوادث تلخ را نیز فراموش کرد مثلا حوادث تلخی که پس از انتخابات پر شکوه سال 88 از سوی مزدوران امریکا و اسرائیل جنایتکار برای ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی راه اندازی شد و اگر عنایات ویژه ی حضرت ولی عصر ارواحنا فداه نبود مشخص نبود که قطار انقلاب بتواند از این پیچ حساس به سلامت عبور کند یا خیر اما خدا را هزار بار شکر میگوییم که با رهبری امام خامنه ای و بصیرت مردم فتنه ای که اجانب ان را کارگردانی میکردند به خاکستر تبدیل شد

اما اکنون از ان ماجرا حدود یک دهه گذشته است و الزایمر سیاسی گریبان گیر بعضی اشخاص و چهره ها شده است و سخن از عفو سردسته ی اشوبگران سال 88 به میان می اورند یا قصد دارند از اشوبگران خیابانی برائت جویند اما صد افسوس که دیر شده است و ملت با بصیرت ایران ان خیانت بزرگ به نظام جمهوری اسلامی را فراموش نمیکند

اما با اقای موسوی چه کنیم؟برفرض محال که ایشان را در اشوب های سال 88 بی گناه بدانیم اما لازم است بدانیم که ایشان در 25/بهمن/89طبق مصوبه ی شورای عالی امنیت ملی که مصوبات این شورا پس از امضای مقام معظم رهبری به صورت قانون در می اید محکوم به حصر خانگی شدند و دلیل ان نیز تلاش برای کلید زدن فتنه ای دیگر بود و قصد ایشان تخریب چهره ی نظام جمهوری اسلامی در جهان بود چرا که در ان مقطع جمهوری اسلامی برای ملل مسلمان در حال تبدیل شدن به یک الگو بود اما بیانه های اقای موسوی در سال 89 و تمسخر فعالت های علمی نظام (فرستادن موجود زنده به فضا)و ایضا مقایسه ی غلط ایران با مصر و تونس دست و پا زدنی بیهوده برای ضربه زدن به نظام و تخریب چهره ی کشور در جهان را نشان میداد

اما کسانی که خواستار رفع حصر هستند ایا خیال میکنند مقصد بعدی رفع حصر بازگشت به زندگی عادی است؟ابدا !قطعا مقصد بعدی محاکمه است اما ظاهرا دوستان یا جرائم اقای موسوی را فراموش کرده اند یا از حکم چنین مجرمی اگاه نیستند چنانچه امام خامنه ای درباره ی مجازات ان ها فرمودند:" «من قبلاً درباره بصیرت صحبت کردهام و این که نباید راه شهدا و راه انقلاب را گم کنیم. جرم اینها بزرگ است و اگر امام(ره) بودند شدیدتر برخورد میکردند. اگر اینها محاکم» حکم سنگین یعنی چه؟!

بهتر است برای روشن شدن این موضوع به قانون و فقه مراجعه کنیم.اقای میر حسین موسوی اکنون "باغی " محسوب میشود براساس منابع  فقهی، بغی به معنای تمرّد و خروج گروهی از مسلمانان در برابر حاکم و حکومت اسلامی با هدف براندازی آن حکومت است.بر این اساس اگر حکومتی اسلامی باشد و یک عده بههر نحو و ترتیبی بخواهند بر این حکومت شورش کنند، اینها«باغی» محسوب میشوند و در اسلام «مفسد فی الارض» محسوب میشوند و در افساد فی الارض هدف ضربه زدن به نظام اسلامی و حکومت اسلامی است و از انجایی که رابطه ی افساد فی الارض و محاربه عموم و خصوص مطلق است هر محاربه گری مفسد فی الارض است اما هر مفسد فی الارضی محاربه نمیکند و افساد بدونه محاربه میتواند تحقق پذیرد.در ایه ی 32 سوره ی مبارکه ی مائده مجازات این افراد بیان شده است:« سزاى کسانى که باخدا و پیامبر او مى جنگند و در زمین به فساد مى کوشند، جز این نیست که کشته شوند یا بر دار آویخته گردند یا دست و پایشان در خلاف جهت یکدیگر بریده شود یا از آن سرزمین تبعید گردند .این ، رسوایى آنان در دنیاست و در آخرت عذابى بزرگ خواهند داشت. »

ایضا طبق ماده 286 قانون مجازات اسلامی:« هرکس بهطور گسترده، مرتکب جنایت علیه تمامیت جسمانی افراد، جرائم علیه امنیت داخلی یا خارجی کشور، نشر اکاذیب، اخلال در نظام اقتصادی کشور، احراق و تخریب، پخش مواد سمی و میکروبی و خطرناک یا دایر کردن مراکز فساد و فحشا یا معاونت در آنها گردد به گونه ای که موجب اخلال شدید در نظم عمومی کشور، ناامنی یا ورود خسارت عمده به تمامیت جسمانی افراد یا اموال عمومی و خصوصی، یا سبب اشاعه فساد یا فحشا در حد وسیع گردد مفسد فی الارض محسوب و به اعدام محکوم میگردد.»

با این همه دلایل روشن خطاب به طرفداران اقای موسوی باید بگویم دوستی به سبک "خاله خرسه"  را تمام کنند و بگذارند این میرحسین کماکان در سایه ی لطف نظام جمهوری اسلامی ایران بجای محاکمه و اعدام در حصر خانگی گذر عمر کند و برای جرائمی که انجام داده از خداوند طلب مغفرت کند و هزار بار از خدا میخواهیم خیانتی که او به این انقلاب کرد از روی جهالت بوده باشد که بعید به نظر میرسد باید به طرفداران ایشان خاطر نشان کنیم زمانی که اشوبگران در روز شهادت اباعبدالله(ع) در خیابان کف میزدند و سوت میکشیدند اقای موسوی ان هتاکان را "امت خداجو" معرفی کرد!و روزهای تلخ دیگری که اشوبگران به مردم بی گناه حمله میکردند ، اموال عمومی را به اتش میکشیدند ، به مسجد و پایگاه بسیج حمله میکردند و جان و مال و ناموس مردم از دست ان ها در امان نبود.باید پرسید چرا هیچکاه اقای موسوی از این جماعت اعلام برائت نکرد!و یا همانگونه که رهبر فرزانه ی انقلاب گفت ان ها را از زیر عبای خود بیرون نکرد

 

میم ....
۲۰ فروردين ۹۶ ، ۱۲:۱۸ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

http://media.president.ir/uploads/org/148784560312808900.jpg

بسم الله الرحمن الرحیم

ایستادگان در غبار

"ان چه در خوزستان در این چند روز برای مردم پیش امد واقعا دل انسان را میخراشد."امام خامنه ای 2/اسفند/95

حال خوزستان خراب است . مثل سال قبل مثل دو سال قبل مثل همه ی این سال هایی که گذشت،کمی شبیه زمان جنگ بله سال هاست که جنگ تمام شده اما خوزستان هنوز هم جنگ زده است.ایستادگان در غبار!مردم خوزستان را میگویم جایی که چند روزی است هوا نیست اب نیست برق نیست ..

اما به راستی به عنوان یک شهروند خوزستانی چه کسی را باید مسئول مشکلات این استان بدانم.مردم استان که مطالبات خود را با قدرت دنبال نمیکنند دولت مردان یا انحصار رسانه ای که باعث بی توجهی به بسیاری از مشکلات میشود.

بله انحصار رسانه ای ، پدیده ای که باعث میشود مثلا هر رخدادی در پایتخت پیش اید در صدر اخبار قرار بگیرد مثلا همین ماجرای غم انگیز ساختمان پلاسکو که بسیار هم موجب ناراحتی شد ، اما نحوه ی ارائه ی این خبر چگونه بود؟یه هفته ی تمام به صورت زنده نحوه ی اواربرداری و.. از شبکه های سیما مورد اطلاع رسانی قرار میگرفت و بخش عمده ی برنامه های خبری را به خود اختصاص داده بود . اما همزمان با این موضوع متاسفانه در یکی از محروم ترین مناطق کشور یعنی سیستان مردم با سیل مواجه شدند اما این موضوع اصلا پوشش خبری مناسبی نداشت!و اما خوزستان که باز هم مورد بی توجهی رسانه ها قرار گرفت.مردم خوزستان هم دیگر عادت کرده اند و میدانند باید در انتظار رسیدن این ریزگرد ها به تهران باشند تا این موضوع بولد شود و مسئولین برای ان چاره جویی کنند!

حرف از مسئولین پیش امد...

مدت ها بود که مردم خوزستان انتظار داشتند رئیس جمهور و یا رئیس سازمان محیط زیست برای برطرف کردن این مشکلات به خوزستان سفر کنند البته سرکار خانم ابتکار در این مدت معمولا زمانی به خوزستان امده اند که خبری از ریزگرد ها نبوده است!شاید قدم مبارکی دارند!الله اعلم...

اما اقای رئیس جمهور که چندی پیش خوزستان میزبان ایشان بود و پس از رفتن ایشان این سئوال در ذهن ها نقش میبندد که"این امدن و رفتن از بهر چه بود؟" جناب دکتر حسن روحانی در حالی به خوزستان سفر کردند که تاخیر غیر موجه و طولانی داشتند شاید بهتر بود قبل از ان که به عمان بروند سفری را برای بازدید از مشکلات خوزستان داشته باشند اما ظاهرا امدن ایشان با نیامدنشان فرق زیادی نداشت.هر چند سه سال و نیم است به سخنان حیرت اور دکتر روحانی عادت کرده ایم اما ایشان اینبار حیرت ما را به اوج خود رساند ایشون در اظهار نظری شاذ مسائل خوزستان را عذاب الهی عنوان کردند:"اگر معروف را زیر پا گذاشتید و منکر ترویج شد عذاب الهی نازل می‌شود5/اسفند/95"شاید جناب رئیس جمهور قصد مزاح داشتند چون ایشان در مقام معلم اخلاق یا مبلغ دینی نیستند که مشکلات را از این بعد بیان کنند از ایشان انتظار میرود تدبیری برای مسائل بیندیشند.البته این سخن ایشان واقعا جدید بود چرا که عادت همیشگی خود را کنار گذاشته بودند و اینبار دولت قبل مقصر مشکلات نبود!پای عذاب الهی به میان امد البته با ان تذکر مقام عظمای ولایت امام خامنه ای مبنی بر این که:" درست است که برخی مسائل به چاره‌اندیشی‌های بلندمدت احتیاج دارد اما این حرف که وضعیت فعلی نتیجه به فکر نبودن گذشتگان است، کافی نیست و مشکلی را حل نمی‌کند و چند صباح دیگر نیز دیگران همین قضاوت را درباره ما خواهند کرد که چرا برای علاج مشکل مردم کاری انجام نشد.2/اسفند/95" بسیار مایه ی شرمساری بود که برای توجیه کم کاری های صورت گرفته  این بار هم پای گذشتگان را به میان اورد و نبش قبر کرد

اما شاید خوب باشد اگر اقای رئیس جمهور اولین سفر استانی خود به خوزستان را به خاطر اورند که خطاب به مردم خوزستان فرمودند:"اب اشامیدنی اهواز هفته آینده  وصل خواهد شد و برای خرمشهر و آبادان  تلاش پیگیر خواهد شد تا در زمانی کوتاه آن‌ها هم به ثمر نهایی برسد24/دی/92 "حتی اگر از شهر های کوچک و محروم هم صرف نظر کنیم مردم اهواز که این بنده ی حقیر به واسطه ی خویشاوندی با شهوندان اهوازی وضع زندگی ان ها را از نزدیک دیده ام هنوز اب اشامیدنی سالم ندارند و اب مورد نیاز خود را خریداری میکنند.

اگر وظیفه ی دینی امر به معروف و نهی از منکر ایجاب نمیکرد هیچ کدام از وعده های جناب رئیس جمهور را به ایشان یاداوری نمیکردیم و خطاب به ایشان میگویم بهتر است بیش از این نظاره گر این ستم به توده ی های مستضعف و محروم جامعه نباشید و خدای ناکرده باعث برانگیختگی محرومین نشوید که خواست دشمنان خدا و اسلام و انقلاب نیز همین بی اعتماد شدن توده ی های مردم نسبت به نظام و دولت جمهوری اسلامی است..

مردم گله مندند مثلا از بودجه ی 30 میلیارد تومانی که دولت برای رفع مسائل خوزستان قرار داده و متاسفانه این مبلغ هیچ دردی را دوا نمیکند...وعده هایی که به این مردم داده شد زیاد بود مثل همان وعده ی اختصاص دادن 3% از در امد نفتی به خوزستان...البته ظاهرا وعده ها عملی شده چون اقای رئیس جمهور خود را شرمنده ی کسی نمیداند.شاید هم مارا توصیه به عینک زدن بکنند به هر حال در این غبار غلیظ که خورشید تابان خوزستان هم دیده نمیشود عینک زدن بی فایده است.

بگذریم از این بدقولی ها...روز حساب بسیار نزدیک است. یقینا با همین صبوری ملت خوزستان بار دیگر دین خود را به اسلام و ارمان های انقلاب ادا میکند.ان شالله

جنگ شد ابادی از ابادان رفت ، خرمی از خرمشهر رفت .. نخل ها بی سر شدند ...بابا رفت ..عمورفت... دایی رفت...برادر رفت...بیست و هشت سال است جنگ تمام شده ولی هنوز خوزستان جنگ زده است.هوا میرود اب میرود برق میرود...اما هنوز زندگی جاری است مردم صبورند مردم ارامند مثل هور... خاک های سرگردان در هوا ارام تر!مردم عادی هیچ...ولی مگر نمیدانید خوزستان جانباز شیمیایی دارد؟!

امضا:فرزند کوچک خوزستان


میم ....
۱۱ اسفند ۹۵ ، ۲۳:۱۲ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۴ نظر